عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

61

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

مزيّن و مطوّق كرده و ساخت وستام « 1 » مرصّع مستغرق ساخته . از ثقات منقول است كه خواص و عوام « 2 » ، مخرجات و پنجرها و غرف بيوتات كه بر ممر خليفه بودى ، به نسبت مواضع ، كرا گرفتندى از براى تفرّج و نظاره . يك نوبت در بغداد احتياط كردند از وجوه استكرا بى استكراه سه هزار دينار در قلم آمد ( بيت ) « 3 » : چه تفرّج كنى اى كار تو خود نظاره * در جهان ماهى الا بكد عزاره مع الحديث ، احتشام و كمال اقتدار و مهابت مستعصم زيادت از آن بود كه در اين موضع استيفاء شرح آن توان كرد . و در آن تاريخ بيست و چهار هزار سوار [ از ديوان خليفه ] « 4 » موظّف و مرتّب ملازم دار الخلافه بودند . قائد لشكر و پهلوانان صفدر ، سليمان شاه بود ، ممدوح اثير الدّين اومانى « 5 » ؛ و مدار دواير امور بر ديوانيان « 6 » صغير و كبير ، بر شرابى مقرّر داشته ؛ زمام منصب وزارت به وزير مويّد الدّين محمّد بن عبد الكريم العلقمى مفوّض ؛ و مستعصم به دعت و راحت و ملاهى و ملاعب كه عين بدعت و ضلالت باشد در مذهب ملوك ، فكيف كسى كه دعوى خلافت كند . چنين گويند كه وزير را اعتقاد با خليفه متغيّر شده بود و سبب آن بود كه پسر خليفه امير ابو بكر به سبب تعصّب و حمايت ، طايفه‌اى لشكر فرستاد و كرخ را كه متوطّنان آن اكثر « 7 » سادات بودند غارت فرمود . « 8 » بعضى « 9 » سادات بنى هاشم را اسير كردند و بنات و بنين در فضاحت و خلاقت « 10 » « حفاة عراة حاسرات حواسر » « 11 » از خانه‌ها بيرون كشيدند ؛ و وزير در تشييع « 12 » مذهب تشيّع مجدّ بود . بدين حركت متأثر و متألّم « 13 » گشت و چندانكه سعى كرد به جايى نرسيد . در حيلت ايستاد « 14 » كه چگونه خليفه و اتباع او را بر اندازد . در اين حال خبر توجّه پادشاه هولاكو خان شايع شد و هولاكو خان آوازهء حصانت بغداد و

--> ( 1 ) با : ساحت و سيام . گ ، اساس : ساخت و سمام . مل : ساحت و سمام . تصحيح قياسى است . ( 2 ) مل : خاص و عام . ( 3 ) اساس ندارد . ( 4 ) با ندارد . ( 5 ) با ندارد . ( 6 ) با ، مل : دوانيان . ( 7 ) با ، گ ، مل : كه اكثر متوطنان آن . ( 8 ) با ، گ ، مل : فرمودند . ( 9 ) مل : بعضى از . ( 10 ) مل : فضار خلافت . ( 11 ) با ، گ ، مل : خاسرات خواسر . ( 12 ) با ، گ : تشيّع . ( 13 ) مل : متألم و متأثر . ( 14 ) مل : افتاد .